به وبلاگ همکلاسی سر زدم.به وبلاگی که همکلاسیاشو دوست دارمو فکر میکردم دلم براشون تنگ شده.واسه اینکه علاقمو به همکلاسیام نشون بدم تصمیم گرفتم هر از گاه وقت بذارم و واسه سرگرمیشون مطالبی که بنظرم جالب میاد بذارم تو وبلاگ.اما با کمال تاسف هر چه بیشتر نسبت به هفته گذشته با مطالب توهین امیز و انتقادات بی ادبانه چند تا از...اونوقت بود که باور کردم خدا میخواست حالیم کنه جز خودش دلتنگ کسی نشم وباور کنم بی محبتی وجود داره وبه ادمای همشهری دوستی که وبلاگشو تعطیل کرد حق دادم.وقتی دانشجو باشی و همکلاسی...چه توقع از غریبه ها!

مثلا ما درس خونده و با سوادیم.فرق احترام و محبت رو با بی احترامی و تنفر رو تقریبا یاد گرفتیم.جنبه یه وبلاگ کلاسیم نداریم.اگه دوست عزیزمون کمی معنوی تر فکر میکردن میفهمیدن منظور از اسم نویسنده خدا یعنی چی؟؟؟دلیل نمیشه اسم نویسنده بظاهر اگر خداست ایشون واقعا خود خدا باشه.شایدم ایشون به منشا وجودیشون شک دارن!هر چیزی تو دنیا ایه ای از خداست.حتی تمام مطالب و عکسهایی که تو وبلاگ می بینین.من نساختمشون.اینها کار خداست.بد نیست گاهی اسم خدا رو ببینیمو یادش کنیم.حداقل میشد کمی مودبانه تر انتقاد کرد ما هم خیلی گرم پذیرا میشدیم.از دوست خوب دیگمون خواهش میکنم کمی دقت کنن تو اسم نویسنده ها و به مدیر وبلاگ بی احترامی نکنن.شوخی و با جنبه بودن جای خودش اما گاهی شوخیها تبدیل به بی احترامی میشه.بهر حال همکلاسیای عزیز این عشقه و باور کنید فقط عشقه که ما رو ترغیب میکنه واسه شما مطالب بذاریم.کمی قدر شناس باشید.ما انسانیمو روح خدایی تو وجودمونه.بد نیست کمی بنام مقدس خدا تو وجودمون احترام بذاریم.بیاین نه بخاطر ایرانی و مسلمون بودنمون نه بخاطر دانشجو و همکلاسی بودنمون بلکه بخاطر انسانیت و رضای خدا هم که شده حرمتها رو حفظ کنیمو همو دوست داشته باشیم.

به امید اون روز.این نویسنده فقط و فقط بخاطر مدیر وبلاگ اسم خودشو تغییر میده.

اللهم عجل لولیک الفرج