بوی مرگ
گمان تلخیست که باشی و گویا نیستی
گویا ترک خورده رنگ هر چه هستی!
مگر از من چه میماند اگر تو هم نباشی...
اگر تو هم....اگر...اگر...اگر چه؟چه میگویم؟چه میبافم؟
پرم از تو و خالی هم نمیشوم خیالت اسوده
گمان مبر بیخیالم از تو واز هر چه کمرنگ میکند
حضور غمگسار بی تو سر کردن را
فریادت میکنم از پشت نمیدانم هر چه هست
سبز کن با لبخند چشمانت راهم را
چه گمان میبری هی نگاه و نگاه؟
هی بغض پشت بغض!
در خلوت همین شعر پا پتی میجویمت
میدانم چیزی نمیشود اگر حتی رنگ ببازم از صحنه زندگی!!!
اگر حتی گم بمانم ...
نیامدی؟؟؟
من رفتم...من کم شدم...گم شدم از چهره ناماندگار روزگار...
اری من هم رفتم
به کجای این دقایق بر میخورد؟! من هم رفتم...!!!
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:47 توسط IMAN_SAFA
|
ﺑﺎﻋﺮﺽ ﺳﻠﺎﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺵ ﺫﻭﻕ ﻭﺑﺎﺣﺎﻝ ﻭﺑﺎ ﺟﻨﺒﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍﺑﺎﻧﻈﺮﺍﺕ ﺧﻮﺑﺸﻮﻥ ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺑﻠﺎﮒ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﻪ ﻫﺪﻑ ﺍﺯ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺍﯾﻦ ﻭﺑﻠﺎﮒ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽََ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﻮﺧﯿﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﺑﺎﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﺿﻤﻨﺎ ﻗﺼﺪ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻟﻄﻔﺎ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺬﺍﺭﯾﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﯿﻢ.ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺑﺮﻭ ﺑﭻ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻣﺤﯿﻂ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﮐﺮﻣﺎﻥ