الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد

روزگاری که پر از خاطره بود تلخ و شیرین ، زشت و زیبا

تلخشان شیرین ، یادشان شیرین تر

شاد بودید یا که غمگین فارغ از رنگ یا که رنگین

هر چه بودید ، بمانید بجا ، خاطره ها

الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد


چه قدر زیبا بود با شما ها بودن

دوستانی چون گل

مهربان چون گلبرگ

بی ریا چون شبنم

وای ! باید رفتن ! وای ! باید رفتن !


دل من می گیرد

اشک در چشم ترم می شکند

دست من می لرزد

سخنی هیچ نمامده است بجا

الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد


روز اول که شما را دیدم ، روز اول که شما را دیدم

با خودم می گفتم :

کاش می شد یا رب ، روز هجران نرسد

و دریغ و صد داغ که رسیدش امروز

باید امروز شما را ، شاید ، تا به فردای قیامت ، شاید ، به خدا بسپارم


گریه ام می گیرد دل من می گیرد

نبض من می شکند اشک من می ریزد

الوداع خاطره ها الوداع خاطره ها


مرگتان مرگ من است بودتان ، بود وجود

پس بمانید بجا خاطره ها

الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد

گر چه امروز ، روز وداع است

ولی ای کاش در باور خویش این بدانید شما

که همه خاطره بودید شما، که همه خاطره بودید شما